حسن مرسلوند

492

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

به تمامى خاك كشور تحمل مىكرديم ، اما سعادت مملكت و طرفدارى از رنجبران مجبورم نمود از تعرضشان جلوگيرى كرده و انقلاب را در زمينهء اساسىاش توأم با حوصله و انتظارات عموم سوق دهم . من انقلاب را يگانه راه علاج و نجات قطعى ملت از مشكلات موجوده مىدانم ؛ اما اكنون كه شما با نظريات صائب حكومت سويت روسيه و اطلاع وسيعى كه در سياست مملكت و قضاياى بين المللى داريد و كاملا در مراسلهء شريفه شرح داده شده‌اند ، صلاح اين جمعيت را در سكوت مىبينيد ، من به اطمينان صداقت و آزادىخواهى شما ، هم عقيده مىشوم به اينكه ادامهء انقلاب ، استقلال سياسى و اقتصادى مملكت را جريحه‌دار مىكند و نفوذ امپرياليزم انگليس را تقويت مىنمايد و فكر ملوك‌الطوايفى را در تمامت خاك ايران قوت مىبخشد ؛ ناچارم براى درهم شكستن پنجه‌هاى دسيسه كار آنها سكوت را گوارا بشمرم و به اميد حكومت سويت روسيه كه پناهگاه احرار عالم است ، جمعيت خود را به صبر و آرامش تشويق [ كنم ] و منتظر بمانم كه سياست دولت تا چه پايه منافع تودهء اصلى را در نظر خواهد گرفت و از استقلال ايران دفاع خواهد كرد . به علاوه مترصد خواهم بود كه حكومت سويت روسيه در زمينهء افكار آزادىخواهانه‌اش چقدر به ملت ايران مساعدت خواهد نمود و تعهدات كتبى شما در حيات اقتصادى مملكت چه تأثيرى خواهد داشت . بنابراين شرايطى را در زمينهء پيشنهادات شما كه متضمن بقاء و صلاح جمعيت است و جلوگيرى از بدنام شدن خواهد نمود ، پيشنهاد و حتمى الاجراء مىداند . البتّه نمايندگان جمعيت آن را به نظر شريف خواهند رسانيد . من شما را مطمئن مىسازم كه تأييد سياست مشروحه در نامهء شما ، من و جمعيت جنگل را تا حدى قانع كرده و اميدوار است كه دولت ايران نيز از سكوت جمعيت سوءاستفاده نكند و به اصلاحات منظوره وجود خارجى بدهد . در خاتمه اين نكته را لازم به تذكر مىداند كه مقصود من و يارانم حفظ استقلال مملكت و اصلاح و تقويت مركز است . تجزيهء گيلان را كه مقدمهء ملوك‌الطوايفى است ، همچنين ضعف كشور را خيانت صريح دانسته و مىدانم ، چنانچه پيشنهادات هميشگى ما به دولت رفع اين توهم را مىنمايد . ايام موفقيت مستدام كوچك جنگلى